ذوالقرنین اشاره شده در قرآن کریم به چه کسی می تواند دلالت داشته باشد؟

0
889

قبلاً در نوشته ها و تفسیرهای مختلف از علمای اسلامی و کارشناس تفاسیر متعددی از از کیستی ذوالقرنین ارائه شده است،عده ای معتقد هستند که ذوالقرنین همان اسکندر مقدونی است عده‌ای دیگر از دانشمندان اسلامی مانند علامه طباطبایی و یا کارشناسان مانند علی اکبر رائفی پور معتقد هستند که ذوالقرنین کوروش بزرگ بوده است.

قبلاً نیز با استناد به آیات ۸۳ تا ۹۸ سوره کهف در یک وبلاگ قبلی  این موضوع را مطرح می‌کرد که ذوالقرنین دارای دو شاخ بوده است. و وارد سرزمینی شده است که مردمانی در آن می‌زیستند که پوششی در برابر خورشید نداشتند به این نتیجه رسیده ایم که ممکن است ذوالقرنین وایکیننگ باشد زیرا وایکینگ‌ها کلاهی از دوشاخه را بر سر خود می گذاشتند و در نواحی قطبی که نزدیک به آنها بوده است پوشش لایه اوزون کمتر بوده است و بیشتر در معرض امواج الکترومغناطیسی قرار داشتند و همچنین قطب ها نزدیک ترین نقاط به محل طلوع خورشید بودند.

اما در این نوشته می خواهیم یک نتیجه گیری دیگر نیز درباره ماجرای بکنیم، که منعکس کننده نظرات خود نویسنده تارنما می باشد و الزاما تمی تواند کاملاً صحیح یا غلط باشد و نتیجه گیری بر عهده خواننده است و بدون تردید نویسنده تارنما دارای جایگاه علمی بزرگانی همچون علامه طباطبایی(ره) نمی باشد.

نخستین موضوعی که باید بررسی کرد حرکت دهیم نام خود ذوالقرنین است که در بیشتر تفاسیر بعنوان  صاحب دوشاخ از آن نام برده شده است.

اما در عربی یک جمع سالم داریم که بصورت زیر است:

کاتِبونَ (نویسندگان مرد)
کاتِبینَ (نویسندگان مرد)
کاتِبات (نویسندگان زن)

و واژه قرن خود به تنهایی به معنی قرن می باشد،و اگر این واژه را بخواهیم جمع ببندیم بصورت قرون یا قرنین نیز می شود و ذوالقرنین می تواند به معنی صاحب قرن ها و یا به یک عبارت دیگر صاحب زمان ها نیز باشد.

حال بد نیست نگاهی به سفر شگفت انگیز ذوالقرنین در سوره مبارکه کهف بندازیم:

وَیَسْأَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْرًا ﴿۸۳﴾ إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا ﴿۸۴﴾ فَأَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۸۵ حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا ﴿۸۶﴾تقَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُکْرًا ﴿۸۷﴾ وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا یُسْرًا ﴿۸۸﴾ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۸۹﴾ حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا ﴿۹۰﴾ کَذَلِکَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیْهِ خُبْرًا ﴿۹۱﴾ا ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿۹۲﴾حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمَا قَوْمًا لَا یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلًا ﴿۹۳﴾قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ سَدًّا ﴿۹۴﴾ قَالَ مَا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّهٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا ﴿۹۵﴾آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قَالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْرًا ﴿۹۶﴾ب فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا ﴿۹۷﴾قَالَ هَذَا رَحْمَهٌ مِنْ رَبِّی فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکَّاءَ وَکَانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا ﴿۹۸﴾ وَتَرَکْنَا بَعْضَهُمْ یَوْمَئِذٍ یَمُوجُ فِی بَعْضٍ وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا ﴿۹۹﴾

و از تو در باره ذوالقرنین مى ‏پرسند بگو به زودى چیزى ذواز او براى شما خواهم خواند (۸۳)ما در زمین به او امکاناتى دادیم و از هر چیزى وسیله‏ اى بدو بخشیدیم (۸۴)﴾تا راهى را دنبال کرد (۸۵)ا آنگاه که به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد که [خورشید] در چشمه‏ اى گل‏آلود و سیاه غروب مى ‏کند و نزدیک آن طایفه‏ اى را یافت فرمودیم اى ذوالقرنین [اختیار با توست] یا عذاب مى ‏کنى یا در میانشان [روش] نیکویى پیش مى‏ گیرى (۸۶) گفت اما هر که ستم ورزد عذابش خواهیم کرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانیده مى ‏شود آنگاه او را عذابى سخت‏ خواهد کرد (۸۷)و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداشى [هر چه] نیکوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به کارى آسان واخواهیم داشت (۸۸) سپس راهى [دیگر] را دنبال کرد (۸۹)تا آنگاه که به جایگاه برآمدن خورشید رسید [خورشید] را [چنین] یافت که بر قومى طلوع میکرد که براى ایشان در برابر آن پوششى قرار نداده بودیم (۹۰)ین چنین [مى ‏رفت] و قطعا به خبرى که پیش او بود احاطه داشتیم (۹۱)باز راهى را دنبال نمود (۹۲)تا وقتى به میان دو سد رسید در برابر آن دو [سد] طایفه‏ اى را یافت که نمى‏ توانستند هیچ زبانى را بفهمند (۹۳) گفتند اى ذوالقرنین یاجوج و ماجوج سخت در زمین فساد مى کنند آیا [ممکن است] مالى در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدى قرار دهى (۹۴)گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمکن داده [از کمک مالى شما] بهتر است مرا با نیرویى [انسانى] یارى کنید [تا] میان شما و آنها سدى استوار قرار دهم (۹۵) راى من قطعات آهن بیاورید تا آنگاه که میان دو کوه برابر شد گفت بدمید تا وقتى که آن [قطعات] را آتش گردانید گفت مس گداخته برایم بیاورید تا روى آن بریزم (۹۶)[در نتیجه اقوام وحشى] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند (۹۷) گفت این رحمتى از جانب پروردگار من است و[لى] چون وعده پروردگارم فرا رسد آن [سد] را درهم کوبد و وعده پروردگارم حق است (۹۸)و در آن روز آنان را رها مى ‏کنیم تا موج‏آسا بعضى با برخى درآمیزند و [همین که] در صور دمیده شود همه آنها را گرد خواهیم آورد (۹۹)

در سفری که ذوالقرنین می نماید به جایی می رسد که غروبگاه خورشید به آن بسیار نزدیک است و در آن خورشید به چشمه گل تیره فرو می رود،قبلا در باره چشمه گل تیره بحث کرده ایم که مواد سازنده خورشید و ستون های آفرینش که خورشید از آن تشکیل می شود گل تیره است،این مساله می تواند به فرو رفتن خورشید به یک سیاهچاله نیز دلالت کند،حال جالب است که بدانیم به جز زمین بقیه کرات منظومه شمسی دارای لایه ازون یا اتمسفر نیستند که در این آیات از آن بعنوان پوشش یاد شده است،سیاراتی که در نزدیکی خورشید قرار دارند دارای پوشش و اتمسفری نیستند.

تصویر فوق یک سیاره شبیه سازی شده از سیاره عطارد است که در نزدیکی خورشید قرار دارد و به دلیل عدم وجود پوشش یا اتمسفر دارای حرارت زیادی است،این سیاره شاید برای زمینی ها قابل زیست نباشد اما شاید دارای موجوداتی باشد که که در ابعاد دیگر و متفاوت از ما باشند و توانایی زیستن در آن را داشته باشند،یک نکته ظریف این است که ایجاد یک سد و دیوار از آهن بروی زمین کار بسیار دشواری است ولی در عطارد به دلیل اینکه ۸۵ درصد از ساختار آن از فلزات است ساخت یک سد آهنی کار دشواری نیست(به شماره آیه ای که ذوالقرنین در آن راهی شد توجه مبذول نمایید)یک نکته دیگر این است که در احادیث اسلامی از آهن برای دور کردن اجنه یاد شده است سوال این است که آیا این سد آهنی می توانسته است بین موجوداتی شبه جن فاصله بیندازد؟

یک تکته ای که وجود دارد این است که سوری کهف به لحاظ محتوایی بسیار سوره عجیبی است زیرا در آن به مردانی اشاره می کند که سیصد و نه سال به خواب رفته اند و بعد از خواب بیدار شده اند و خود داستان اصهاب کهف نیز دلیلی بر عمر طولانی است که درباره امام زمان صدق می کند.

حال ذکر این مساله ضروری است که در احادیث اسلامی از اشخاصی یاد شده است که طی العرض می می کنند و بعد مسافت برای آنها وجود ندارد و در احادیث شیعه از وجود نازنین حضرت ولیعصر(ع) بعنوان صاحب و سرپرست عصر و زمان نیز یاد شده است.

شاید ذوالقرنین می توانسته است شخصی باشد که در گذشته ویژگی هایی مانند حضرت امام زمان داشته باشد و بعد مسافت برای وی بی معنی باشد و به نقاط دیگر گیتی که دارای اتمسفر نباشند سفر کند و به موجودات دیگری کمک نمایند ولی این آیه نیز می تواند نیم نگاهی به وجود نازنین امام زمان(عج) داشته باشد و یا حتی شاید منظور کامل قرآن کریم وجود نازنین خود حضرت باشد،زیرا این مساله را می توان مطرح کرد که زمانی که فردی صاحب عصر ها و زمان ها باشد،حتی قبل از اینکه بطور فیزیکی بدنیا نیامده است می توانسته است بصورت غیر فیزیکی در ابعاد دیگر کائنات وجود داشته باشد و در بعد فضا و زمان نیز سفر نماید،یک دلیل برای این مساله این است که حضرت نوح(ع) که سلام و درورد خداوند بر ایشان باد نام مبارک رسول اکرم(ص)حضرت فاطمه زهرا(س)حضرت علی(ع)حضرت امام حسن(ع) و حضرت امام حسین(ع)را بصورت مُحمّد،فاطِمَه‌ إیلیا (علیّ)ریالشَبَر (حَسَن‌)شُبَیْر (حُسَین‌) در کشتی خود بصورت یک کتیبه آورده بود و خدا را به اسامی این بزرگان قسم داده بود که راه نجات را برای وی باز کنند.

یا حتی در زیارتی که از حضرت امام باقر(ع) درباره زیارت مرقد مطهر حضرت زهرا نقل شده است آمده است که:

یا ممتحنه امتحنک الله الذی خلقک قبل ان یخلقک، ی خانم امتحان شده ‏ای که خداوند تو را پیش از خلقت ات امتحان نمود

یعنی خداوند حضرت فاطمه زهرا(س) را قبل از خلقت زمینی در یک جهان دیگر آزموده است و بعد از اینکه وی را صبور یافته است،وی را سرور زنان اهل عالم قرار داده است.

در نتیجه یک شخص می تواند وجود داشته باشد در حالی که هنوز به دنیا نیامده است و در همه عصر ها و زمان ها و ابعاد زمین حضور داشته باشد،از دیدگاه ساده نگرانه این مساله کمی دور از ذهن می رسد ولی حتی از دیدگاه علم فیزیک نیز بعد زمان و مکان نسبتی هستند و می توانند اتساع داشته باشند و نظریاتی درباره سفر به گذشته یا آینده توسط فیزیک دانان مطرح می شود.

موضوع دیگر این است که نباید داستان ذوالقرنین را بسیار ساده گرفت،بدیهی است کوروش کبیر برای بیشتر ایرانیان به دلیل گرایشات ناسیونالیستی عزیز است و یکی از بنیانگذاران ایران بوده است و جایگاه ویژه ای را در تاریخ ایران دارد،اما ارتباط دادن داستان به کوروش کبیر که نه کلاهش به شکل دوشاخ بوده است،نه در هیچ کجای زمین سد آهنی ساخته است نه آثاری از سد آهنی وی یافت شده است،و در صورتی که از زمین خارج می شده است و اتفاق خارق العاده ای برای وی رخ می داده است همانند بخت النصر آن را در منشور یا کتیبه های خود درج می کرده است کمی دور از ذهن است و یا نسبت دادن ذوالقرنین به اسکندر مقدونی که یک کشور گشا بوده است و سرزمین ها را مورد تاخت و تاز قرار می داده است و مساله مثبتی از وی در تاریخ ثبت نشده است دور از ذهن است.اگر مفهوم ذوالقرنین صاحب عصر ها و زمان ها بوده باشد و کسی بوده باشد که می توانسته بین کرات سفر کند و جایی را ببیند که به خورشید بسیار نزدیک بوده است وی کوروش کبیر نبوده است و در هیچ کدام از کتیبه های بجای مانده از وی این سفر به تصویر کشیده نشده است.

حدقلا در بدترین احتمال این است که در گذشته خداوند شخصی را همانند وجود نازنین امام عصر(عج) شبیه سازی نموذه اند و ویژگی های آن شخص مانند سفر بین مکان ها و سیارات و صاحب قرون بودن را بصورت نسبی آورده اند تا نمودی از امام واقعی باشد،که البته این بدترین حالت ممکن است و در بهترین حالت ممکن این است که این آیات مستقیم به حضرت امام زمان(عج) اشاره داشته باشد.در باره اهمیت این موضوع مطالعه سوره عصر نیز که خداوند به زمان سوگند می خورند نیز توصیه می شود.

اللهم کن لولیک الفرج

السلام علیک یا اباعبدالله

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید