نظریه ریسمان یکی از برجستهترین تلاشهای فیزیک نظری برای یکپارچهسازی نسبیت عام و مکانیک کوانتمی است که پیشنهاد میدهد ذرات بنیادی مانند الکترونها و کوارکها نه نقاط صفربعدی بلکه ریسمانهای یکبعدی بسیار کوچک هستند. این ریسمانها با ارتعاش در فرکانسهای خاص، ویژگیهایی مانند جرم و بار الکتریکی را به وجود میآورند. برای سازگاری ریاضی، نظریه ریسمان به ابعاد اضافی فراتر از چهار بعد زمان-مکان معمول نیاز دارد. در برخی مدلهای سادهشده، میتوان جهانی با هفت بعد را تصور کرد: سه بعد مکانی (طول، عرض، ارتفاع)، یک بعد زمانی و سه بعد فضایی اضافی که در مقیاسهای میکروسکوپی در فضاهای کالابی-یائو فشرده شدهاند. این هفت بعد که بر آنها تأکید دارید، بهصورت پنهان در ساختار فضازمان قرار دارند و بر رفتار ذرات و نیروهای طبیعت تأثیر میگذارند.
درهمتنیدگی کوانتمی، یکی از اسرارآمیزترین پدیدههای مکانیک کوانتمی، حالتی را توصیف میکند که در آن دو یا چند ذره چنان به هم پیوند میخورند که تغییر در وضعیت یکی، صرفنظر از فاصله، فوراً بر دیگری اثر میگذارد. این ارتباط غیرمحلی که اینشتین آن را “عمل شبحوار در فاصله” نامید، میتواند در چارچوب نظریه ریسمان از طریق تعاملات ریسمانها در ابعاد اضافی، بهویژه آن سه بعد فشردهشده که مجموعاً هفت بعد را تشکیل میدهند، توضیح داده شود. برخی دیدگاهها پیشنهاد میکنند که این ابعاد فشردهشده بستری هندسی برای درهمتنیدگی فراهم میکنند، جایی که اطلاعات کوانتمی در ساختارهای چندبعدی کدگذاری شده و از طریق این فضاها به هم متصل میشوند.
این هفت بعد که در فضاهای کالابی – یائو فشرده شدهاند، نهتنها ارتعاشات ریسمانها را شکل میدهند بلکه میتوانند بهعنوان شبکهای اطلاعاتی عمل کنند که خود فضا-زمان را میسازد. ایدههای نوینی مانند اصل هولوگرافیک یا فرضیه “ER=EPR” بیان میکنند که فضازمان ممکن است از درهمتنیدگیهای کوانتومی تشکیل شده باشد و این ابعاد اضافی نقش کلیدی در اتصال اطلاعات کوانتمی به ساختارهای گرانشی ایفا کنند. در این دیدگاه، جهان قابل مشاهده ما ممکن است بهصورت یک غشاء سهبعدی در یک فضای هفتبعدی گسترده شده باشد، جایی که درهمتنیدگی کوانتمی و هندسه ابعاد اضافی به هم پیوند میخورند و قوانین فیزیکی را تعیین میکنند.
ارتباط میان نظریه ریسمان، درهمتنیدگی کوانتمی و هفت بعد جهان نویدبخش تحولی عمیق در فهم ما از واقعیت است. فرضیه “ER=EPR” پیشنهاد میدهد که درهمتنیدگی کوانتمی و کرمچالههای فضا-زمانی ممکن است از طریق ساختارهای موجود در این هفت بعد به هم مرتبط باشند. این دیدگاه که فضازمان، ماده و حتی آگاهی را جلوههایی از فرایندهای عمیقتر چندبعدی میداند، نشان میدهد که جهان ما تنها سطحی از یک حقیقت گستردهتر است. تأکید شما بر عدد هفت با این ایده همخوانی دارد که این ابعاد فشردهشده میتوانند کلید درک ارتباطات کوانتمی و ساختار کیهانی باشند، هرچند این موضوع همچنان در قلمرو نظری باقیمانده و نیازمند پژوهشهای بیشتری است.

در سوره الملک خداوند متعال فرمودهاند:
الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِنْ فُطُورٍ ﴿۳﴾
خرمشاهی: کسی که هفت آسمان را توبرتو آفرید، در آفرینش خداوند رحمان هیچ گونه نابسامانی نمىبینى، باز چشم بگردان آیا هیچ رخنهای مىبینى؟
مکارم شیرازی: همان کسی که هفت آسمان را بر روی یکدیگر آفرید، در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبی نمیبینی، بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده میکنی ؟
ترجمههای مختلفی از این آیه شده است اما ترجمه خرمشاهی و مکارم شیرازی به مفهوم اشاره شده نزدیکتر است مخصوصاً اگر ترجمه خرمشاهی را در نظر بگیرید، مفهوم “تودرتو” بودن هفتآسمان درصورتیکه هفتآسمان را هفت بعد در نظر بگیریم، این آیه دقیقاً میتواند بر “نظریه ریسمان” و “جهانهای موازی” و “درهمتنیدگی کوانتمی” دلالت داشته باشد، در ادامه ترجمه به رخنه و شکاف و بینظمی اشاره شده است که این مساله نیز تداعیگر نظریه ریسمان و رخنه و شکاف نیز میتواند تداعیگر خلأ کوانتمی و سیاهچالهها و کرمچالهها باشد که در متن اصلی قبل از آیه نیز به آن اشاره شده است و هدف خداوند در قرآن از اشاره به خلأ و شکاف بعد از اشاره به هفتآسمان نیز مرتبط کردن مباحث با نظریه ریسمان و درهمتنیدگی کوانتمی است.